X
تبلیغات
جراحی فک

جراحی فک

l8ماه بعد از جراحی

سلام دوباره من زیاد نت نمیام ولی دوست دارم براتون هر وقت که میام بنویسم.

الان 8 ماه از جراحیم میگذره ولی هنوز کشای بین دو فکو میندازم البته شبا و دو شب در میان ,خودم راضیم اما گاهی اوقات دلم برای قیافه ی قبلیم تنگ میشه اما هرکس که میبینه میگه چهرت خیلی خوب شده و این خودش برای من یه دلگرمیه خوبیه ,اینم بگم ارتودنسم خیلی راضی و هر ماه که پیشش میرم همش تعریف میکنه و بسیار از فکم راضیه.

حالا که به عقب بر میگردم میبینم که اون همه سختی ارزش داشته و خوب شد که همچین تصمیمی رو گرفتم ,و همه ی اون استرس و ترس الکی بوده و تنها چیزی که باید در این شرایط داشته باشی فقط توکل به خدا باشه.

پس دوستای عزیزم به خدا توکل داشته باشیدو به بعدش فکر کنید که به چه شرایط ایده آلی دست پیدا میکنید و ریبا میشد و اون نقص فکتون بر طرف میشه و چقدر راحت میتونید از خوردن هر چیزی لذت ببرید.

در مورد برداشتن کشها دکترم چیزی نگفت و فکر میکنم تا اخر کار ارتودنسیم لازم باشه که از کشا استفاده کنم.

قربون همه ی شما بازم به من سر بزنید و برام بنویسید.

دوستون دارم ایشالا همه ی شما موفق باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 12:2  توسط حدیث  | 

بیمه

من اطلاعی راجب اینکه با بیمه کار میکنه یا نه ندارم .اما یکبار دیدم که برای یکی از مریضها نامه ای نوشت برای بیمه تکمیلی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت 17:31  توسط حدیث  | 

فاصله ی بین 2فک

بین دوفک من هم فاصله بوده و هست و من هنوز بعد از 8ماه هنوز دارم کش میندازم و هنوز امیدوارم که از اینکه هست بهتر میشه.نباید به این زودی نباید نا امید شد.ابن مسائل طبعیه وبا همون کش و یکم صبر و تحمل درست میشه.ولی باید به تمام توصیه هایی که بهتون میشه عمل کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت 17:28  توسط حدیث  | 

دکتر شمس

عزیزان من

من راجب دکتر شمس براتون گفتم که دکتر بسیار خوبیه ومن ازش راضیم

راجب تاریخ عملم بهتون بگم وقتی کار ارتودنسیتون واسه عمل آماده شد خود دکتر اونوقت بهتون میگه که واسه عمل اماده اید وتاریخ عمل و بهتون میگه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1391ساعت 17:59  توسط حدیث  | 

تغییرات چهره

راجب تغییرات چهره باید بگم که خیلی تغییر کردم همه میگن خیلی خوب شدی ولی خودم هنوز عادت به چهره ام نکردم .البته به خودم باشه دوست دارم دماغمم عمل کنم که دیگه اونجوری فکر کنم خیلی خوب میشم .ولی در کل خوبه و همه میگن خیلی خوب شده چهره ات .اصل اینه که ایراد فکم از بین رفته د باید شکر خدارو کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1391ساعت 16:45  توسط حدیث  | 

جراحی فک1391/6/3

سلام مجدد من چند وقتی نبودم.  الان که دارم براتون این مطالب رو مینویسم تقریبا 6ماه ازجراحی فکم میگذره.شکرخدا راضیم ولی هنوز درد دارم و هنوز کش میندازم البته به دستور ارتودنسم ولی اون میگه بعداز غذا خوردن بنداز ولی من 12ساعت بیشتر نمیندازم. 

اما اول از همه کسایی که مطالبم رو خوندن تشکر میکنم و بعد به سوالهایی که پرسیدین جواب میدم.

راجب حالتهای بعد از بیهوشی باید بگم که حالت خاصی نداشتم ولی یادمه که وقتی بهوش اومدم فقط گریه میکردمو بابامو صدا میکردم و دکترم میگفت که گریه کنی جراحی فکتو خراب میکنی و بعدشم اینکه کامل بهوش اومدم نه استفراغ نه اینکه حالم بد شد و حتی خودم بعد دو ساعت رفتم دستشویی با اینکه نباید 4ساعت بعد از عملم از جا بلند میشدم.حتی خونروزی نداشتم فقط زمانی که از جا بلند میشدم یکمی خونریزی داشتم .در کل من فکر میکردم که سخته و عذاب میکشم  ولی اونچیزی که فکر میکردم نبود خیلی راحتر بود تنها چیزیکه عذابم میداد غذا نخوردن بود. منکه از عملم راضی بودم از دکترم راضی بودم از ارتودنسم راضی بودم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1391ساعت 16:32  توسط حدیث  | 

هفته ی ششم بعد از جراحی

بلاخره بعد از شش هفته دکتر اجازه داد تا برای غذا خوردن کش هارو بردارم و بعد دوباره بندازم.بعدش  شش تا کش و برداشت و ۲تا کش انداخت اونم به دندونای جلو

حالا ۵/۲/۱۳۹۱ دوباره وقت دارم که تقریبا ۸ هفته از جراحی گذشته

غذا خوردن اوایلش سخت بود الانم سخته اما کم کم عادت کردم از سوپ صاف شده خیلی بهتره

البته بعداز اینکه فک و باز کردم احساس میکنم بین فک بالا و پایین یکمی فاصله افتاده حالا تا ۳شنبه باید صبر کنم تا برم پیش دکترم.

ولی در کل من الان خیلی راضیمو خداروشکر میکنم

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 17:0  توسط حدیث  | 

بیمارستان و هزینه های عمل

در مورد بیمارستان باید بگم که بیمارستان خوبی بود واز نظر رسیدگی خوب بود.پرستارا اکثرا خوب و با محبت بودن.

اسم بیمارستان :بیمارستان آتیه واقع در شهرک غرب

درمورد دکترم باید بگم بسیار بسیار مرد شریف آروم و اصلا اهل تعریف از خودش و حتی تبلیقات نیست کار خوب و میگه خوب کار بدم میگه بد .حتی از خیلی ضرر ها که امکان داره برای بیمار پیش بیاد اطلاع میده و اصلا پولکی نیست و انصافا هرچی بگیره حقشه مننکه ازش خیلی راضیم و خواهرم میخواد برای بینی بره پیش دکتر من .

اسم دکتر:محمدقاسم شمس

مطب دکتر پل گیشا نرسیده به پل آزمایش روزهای فرد سا عات ۴ تا۷ بعداز ظهر

و اما در مورد هزینه های عمل و بیمارستان

هزینه ی خود دکتر که از ما گرفت سه میلیون وصدوپنجاه هزارتومان بودو هزینه های بیمارستان دو میلیونو دویست هزار تومان شد

که در کل تقریبا پنج میلیون وپانصد هزار تومانم شد.

واینم بگم که دکتر چه قبل از عمل و چه بعداز عمل اصلا ویزیت نگرفت از ما تو مطبش

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 12:7  توسط حدیث  | 

شیوه غذا خوردن

سلام مجدد

دیشب خسته بودم خیلی از مطالب جا موند.

کسایی که میخوان این عمل و انجام بدن حتما قبل از عمل خودشونو تقویت کنن بخاطر اینکه هم خون زیادی از دست میدن هم بعد از عمل کلی وزن کم میکنن من خودم قبل از عمل ۷۰ کیلو بودم ولی در حال حاضر شدم ۶۳ کیلو و هنوز دهن منو دکتر باز نکرده و تا ۱۰ کیلو هم امکان داره وزن کم کنم.

قبل از عمل پسته جیگر کوشت قرمز و چیزایی که خون سازه بیشتر بخورید تا حداقل جون داشته باشید برای مدتی بعد از عمل.

من بعد از عمل تو بیمارستان تا فرداشم که مرخص بودم چیزی بهم ندادن به جز یکمی اب میوه اخر شب اول و فردا صبح هم چند قاشق چای.

ولی بعدش که اومدم خونه   صبح ها کاچی معجون که شامل موز و پسته و بادام وعسل و خرما و شیر میشد با شیر بادام آب کله پاچه میخوردم.

لازم به ذکر بعد از عمل اب پاچه و اب آناناس برای جوش خوردن زخم بسیار مفیده وسعی کنید که بخورید من هفته ی اول میخوردم اما بعدش دیگه نتونستم بخورم.

برای ناها سوپ میخوردم البته اکثرا میکس میکنن اما من چون طعم غذا عوض میشدمادرم میگذاشت غلیظ میشد و بعداز صافی رد میکرد هروز سعی میکرد سوپمو با طعمای مختلف درست کنه که من بدم نیاد. میان وعده آب میوه آب هویج بستنی و یا شیر بادام و شیر موز بستنی میخوردم و شامم از همان سوپ روزای زندگی تکراری شده و طاقت من هم کم کسایی که میخوان این عمل و کنن باید ظرفیتشان پر باشه و تحملشان زیاد

من بعد از یک ماه که رفتم پیش دکتر دکترم به دکترم التماس میکردم که کش هارو باز کنه اما گفت نه و به خاطر اصرار زیادگفت برو و ۲هفته دیگه بیا

الان ۲روزه که میل به هیچی ندارم و همش حالت تهوو دارم و هر چیزیرو به زور میخورم.

 

 

 

راستی یادم رفت بگم من نه تنها صورتم کبود نشد بلکه ورم صورتم کم بود و الان خیلی کم که اصلا معلوم نیست دارم.و راجب تنفس بعد از عمل فقط همان روز اول که بیمارستان بودم مشکل داشتم ولی خلت گلو بیشتر ازیتم میکرد که همان هفته ی اول درست شد.

الان که خمیازه میکشم دهنم با کشا قشنگ باز میشه ولی نمیدونم چرا دکتر باز نکرد.البته اینم بگم باید مراحلشو کامل بگذرونه تا نتیجه خوب باشه و دکتر به حرف من کارنداره....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 11:55  توسط حدیث  | 

جراحی فک

سلام خدمت همه ی دوستان

من میخوام خاطرات جراحیمو واستون شرح بدم

من به طور مادر زادی فک پایینم جلو بود و دندانهام روی هم قرار نمیگرفت.

برای همین پی گیری کردم و تمام دکترا گفتن که حتما جراحی میخواد.

بعد از ۸ماه دکتر ارتودنسم آقای امیر کامیار خضری که واقعا کارش حرف نداره تو کارش گفت که آماده ی عملی و بعداز اینکه قالب گرفت نامه ای به آقای دکتر محمد قاسم شمس نوشت و درخواست که عمل جراحی وانجام بده.

منم رفت پیش دکتر شمس که واقعا ایشون هم تو کارشون حرف ندارن و وقت گرفتم واسه عمل که از تاریخ ۱۳/۱۲/۱۳۹۰رفتم به بیمارستان آتیه واقع در شهرک غرب که ۱۴/۱۲/۱۳۹۰ صبح زود ساعت ۶:۳۰ باید واسه عمل حاضر میشدم.

خلاصه شنبه شب با همسرم و مادرم رفتیم بیمارستان برای بستری هر لحظه که به عملم نزدیکتر میشد استرس تمام وجودمو میخورد همسرم کارای بستریمو کرد و یکی از رستارا اومد دنبالمونو مارو برد به بخش اتقی که به من دادن یه ۲تخته بودو یه خانمم که عمل قلب باز کرده بو هم اتاقیم بود برام لباس آوردن و یکی از رستارای بخش اومد و سوالهایی ازم رسید و رفت حدودای ساعت ۱۲ شب هم اودن ازم خون گرفتن واسه آزمایشات قبل از عمل خلاص اون شب کلی با مامانم گفتیمو خندیدیم.

روز عمل

ساعت ۶ صبح رستار اومدو سرومو زدو لباسهامو داد که عوض کنم ساعت ۶:۳۰ بود که بردنم اتاق عمل مامانمم تا تو اتاق انتظرش اومد رستارای اتاق عمل اومدنو سوالهایی رسیدن دکترم هنو نیومده بود.

دکترم که اومد بردنم سمت اتاق عمل دکتر بیهوشیم اومد و فقط گفت من دکتر بیهوشیتو با یه آمول بیهوشم کردودیگه چیزی نفهمیدم.وقتی که بهوش اومدم داشتم به شدت گریه میکردم جایی و نمیدیدم بعدش کم کم  که بهوش کامل اومده بودم دکترم دستامو گرفت و گفت منو میشناسی گفتو بله دکترمی رفت ومنم انتقال دادن بخش.

۱روز بیمارستان بودمو فرداش ظهرش مرخصم کردن که میشد ۱۵/۱۲/۱۳۹۰.

اومدیم خونه صورتم ورم داشت با درد شدید ولی اصلا کبود نشده بود دکترم گفته بود که ۵ شنبه ۱۸/۱۲/۱۳۹۰ بریم پیشش باندی که دور صورتم بسته بود و گفته بود اصلا باز نکنیم.

تو این هفته حال و روزم خیلی بد بود چون غذا نمیخوردم ۱بار رفتم زیر سروم وآمپولای تقویتی .داروهای دکترم چرک خشکن و مسکن بود.روز شماری میکردم تا ۵ شنبه شه برم پیش دکترم .

هفته ی اول بعاز عمل جراهی ۱۸/۱۲/۱۳۹۰

امروز رفتم پیش دکترم باند و باز کرد و گفت خوبه و از نتیجه ی عمل راضیم وهفته ی دئیگه بیارش.

روزا سخت میگذشت از اینکه دندونام توسط کشا بسته بود کلافه بودمو هنوز عادت نکرده بودم تو این روزا همه مشغول خونه تکانی عید بودن منم روز بعد از ۴شنبه سوری باید میزفتم پیش دکترم روز ۴ شنبه سوری ۹روز از عملم میگذشت خواهرام همه اومده بودن خونه مامانم دیگه اون روز کلی خوش گذشت فرداش رفت دکتر....

هفته ی دوم بعد از عمل جراحی ۲۵/۱۲/۱۳۹۰

رفتیم دکتر گفت ماقبت از دندونهات خوبه وهمینجوری ادامه بده و گفت بعد از تعطیلات عید بیا و امدیم خانه نه کشامو باز کرد و نه گفت باز کن مقداری هم کش داد که اگر پاره شد عوضشون کنم. روزای عید سخت بود حال و روزم خوب بود اما به دهن بسته عادت نکردمو نمیکنم.درد داشتم اما شبا به سراغم میومد البته نه خیلی شدید قابل تحمل بود.روزای عید هیجا نرفتم سیزده به در فقط رفتم باغ و زودم اودم به خاطر گشنگی خو نه رو ترجیح میدادم.

هفته ی چهارم بعد از عمل ۱۵/۱/۱۳۹۱

بازم رفتم دکتر امید داشتم که باز میکنه اما باز که نکرد باز گفت برو و دو هفته دیگه بیا که هنوز نشده ۲۹/۱/۱۳۹۱ مشه ۶ هفته خدا کنه باز کنه

پایان کارو بعد مینویسم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 1:23  توسط حدیث  |